از دیدارتون خرسند میشم، تشریف بیارید.
|
با توجه به محدودیت های بلاگفا به یک جای بهتر اسباب کشی کردیم ،
از دیدارتون خرسند میشم، تشریف بیارید. + نوشته شده توسط white در یکشنبه چهارم دی 1390 و ساعت
11:2 |
دو سه روز بود هر کاری می کردم که اوراکل دیتابیس رو استارت کنم خطای زیر ظاهر میشد:
حسابی وقت گیر بود تا مشکل حل شد ، فقط متوجه شدم که مشکل permission ی هست اما راه حل :> chmod 6755 $ORACLE_HOME/bin/oracle $ORACLE_HOME/bin/tns* پس از اجرای دستور فوق فقط کافی است دیتابیس رو start کنید:
+ نوشته شده توسط white در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 و ساعت
11:10 |
من زیاد با wget فایل دانلود می کنم ، امروز می خواستم یه فایل بگیرم از یه سرور که احتیاج به نام کاربری و کلمه عبور می خواست تا بتونه از امانت پریمیوم استفاده کنه حالا جهت انجام دانلود فایل توسط wget و خورودن user , pass به سرور از دستور زیر استفاده میشه: wget --user=username --password=pass http://server/files
+ نوشته شده توسط white در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 و ساعت
10:5 |
یه مشکل در HP-UX داشتم، اونم این بود که History در سیستم فعال نبود جهت فعال کردن اون به صورت زیر بایستی عمل کرد. دستورات زیر را در فایل /.profile اضافه کنید: export HISTFILE=/.history حالا اگه خواستیم پرامت رو هم تغییر بدین شبیه به پرامت لینوکسی از دستورات زیر استفاده می کنیم. export s=`/usr/bin/hostname` البته این دستورات رو هم می تونید به انتهای همون فایل اضافه کنیم تا بعد از هر بار بوت شدن هم حالتش رو حفظ کنه.
+ نوشته شده توسط white در دوشنبه هجدهم مهر 1390 و ساعت
10:16 |
امروز می خواستم یه سری فایل رو بر اساس تاریخ پاک کنم مثلا می خواستم هر فایلی که از ۱۰ روز به قبل ایجاد شده رو پاک کنم ، یکی از دوستان )مهندس کمالی( مطلب بسیار زیبا و ریز رو جهت این کار بیان کرد: find . -mtime +10 -exec rm {} \; + نوشته شده توسط white در دوشنبه هجدهم مهر 1390 و ساعت
10:9 |
جدیدا دارم با سرورهای HP-Unix کار میکنم. ایشالا دستوراتی که برام جالب باشه رو اینجا میزارم تا دوستان هم استفاده کنند. اولین application که در یونیکس یاد گرفتم، ابزار SAM هستش که معادل اون در redhat ابزار setup و در suse ابزار YAST میشه نام برد. ضمنا با ابزار IBM websphere دارم میخام تو یونیکس کار کنم که اگه در مورد اون هم مطالب جالبی دستم اومد حتما ثبت می کنم. یاحق.
+ نوشته شده توسط white در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 و ساعت
8:43 |
یک شب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون عشقی که در جانی فتاد شعله تا سرگرم کار خویش شد هر نیی شمع مزار خویش شد نی به آتش گفت کاین آشوب چیست مر تورا زین سوختن مطلوب چیست گفت آتش بی سبب نفروختم دعوی بی معنیت را سوختم زان که می گفتی نی ام با صد و نمود همچنان در بند خود بودی که بود مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی دردی علاجش آتش است
+ نوشته شده توسط white در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 و ساعت
8:40 |
بیا بیا گل نرگس جهان برای شماست جهان به یمن وجودت به افتخار شماست بیا بیا گل نرگس اگر چه بد کردیم ولی تمام نظرها به لطف و جود شماست بیا بیا گل نرگس که ندبه میخوانیم اگرچه بر دلمان نیست ولی برای شماست بیا بیا گل نرگس به آسمان سوگند قسم به نام و نهادت علی به یاد شماست بیا بیا گل نرگس زرنجمان تو بکاه هزار همت و کاوه فدای راه شماست بیا بیا گل نرگس به جان تشنه عشق دعا دعای ظهور است که با نگاه شماست بیا بیا گل نرگس که عهدها خواندیم اگرچه هیچ نماندیم ولی به لطف شماست بیا بیا گل نرگس و دستمان تو بگیر که با ظهور وجودت جهان فدای شماست بیا بیا گل نرگس که در زلال دلی و بین این همه دلها دلی برای شماست بیا بیا گل نرگس که کوفیان رفتند هزار نامه مصری که جان فدای شماست بیا بیا گل نرگس تو را به خاک بقیع که قلب و روح جهانی به جستجوی شماست بیا بیا گل نرگس بیا به دعوت یاس که دست به پهلو نشسته به انتظار شماست بیا بیا گل نرگس به مادرت زهرا که جان برای شهادت به کربلای شماست بیا بیا گل نرگس و العجل مولا که این نوای هدایت و با نگاه شماست منبع :
+ نوشته شده توسط white در شنبه هجدهم تیر 1390 و ساعت
8:13 |
خدایا کفر نمی گویم..پریشانم..چه می خواهی تو از جانم ؟مرا بی انکه خود خواهم اسیر زندگی کردی..خداوندا اگر روزی ز عرش خود به زیر ایی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نا مردان بیاندازی و شب اهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز ایی ..زمین و اسمان را کفر می گویی نمی گویی؟ خداوندا اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه دیوار بگشایی لبت بر کاسه مسی قیر اندوه بگزاری و قدری ان ور تر عمارت های مرمرین بینی و اعصابت برای سکه ای این سو ان سو در روان باشد زمین و اسمان را کفر می گویی نمی گویی ؟ خداوندا اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان می شوی از قصه خلقت از این بودن از این بدعت خداوندا تو مسوولی خدواندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی می کشد ان کس که انسان است وازا حساس سر شار است. دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده توسط white در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 و ساعت
13:53 |
بار الها برای همسایه ای که نان مرا ربود، نان برای دوستی که قلب مرا شکست، مهربانی برای آنکه روح مرا آزرد، بخشایش و برای خویشتن، خویش آگاهی و عشق می طلبم. دکتر علی شریعتی + نوشته شده توسط white در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 و ساعت
12:56 |
|
|